هی با خودت رو برو میشوی و دوباره از نو.همان صدا ها با همان زیرو بم های خاص خودش .. همان نفس ها .. همان حرف های طلایی که تو را از اینجا و از این دنیا دورتر می برد .. همه چیز را در بر می گیرد .. فنجان های خالی چای را در بر می گیرد .. بسته سیگار روی میز را در بر می گیرد .. و حتی دستهایم را ..این که خودم را در جایی از اتاق پیدا کنم .. یا رو بروی آینه ... یا کنار پنجره و من از این پنجره پرت می شوم به سالهای دور.. اکنونم را در آینه گم می کنم .. یا لا به لای دیوارهای اتاق بین چند سطر خطی از کتابی. بین دست نوشته ای... بوی عطری هوای ابری... هی با خودم روبرو میشوم.
برچسب:
نویسنده: یاسین کوشکی
تاريخ: يکشنبه
16 آبان
1395 ساعت: 23:24